سلام به مرکز بهترین و جدیدترین ها خوش آمديد ما هر روز سعي بر اين داريم که در اين وبلاگ مطالب جديدي بزاريم پس با نظرات خودتان به ما کمک کنيد به آرشيو موضوعي براي پيدا کردن مطالب خود برويد

به وبلاگ خليج عشق خوش امديد

معرفي امر به معروف و نهي از منکر - مرواريد خليج عشق زينت بخش مرد، دانش و بردباري اوست [امام علي عليه السلام]
3  معرفي امر به معروف و نهي از منکر - مرواريد خليج عشق  4


»» منوها
[ RSS ]
[خانه]
[درباره من]
[ارتباط با من]
[پارسي بلاگ]
بازديد امروز: 23
بازديد ديروز: 218
مجموع بازديدها: 57189
 

»» درباره خودم
معرفي امر به معروف و نهي از منکر - مرواريد خليج عشق
فرزان[349]
فرزان بچه جنوب
 

»» پيوندهاي روزانه
 

»»فهرست موضوعي يادداشت ها
 

»» آرشيو نوشته هاي قبلي
بابا چرا اين توني بلر از رو نميره [3]
سايت هاي مبتذل
عکسهاي عشقولانه
افزايش سرعت اينترنت
بالا بردن سرعت دانلود
لطيفه ميلاد زال
عکسهاي برتر و منتخب سال 2006 [2]
خواندنيهاي جالب [10]
بابا اين سگه حرف حسابش چيه
يکي به من بگه اين کفشه مال کيه
فينال جام جهاني پربيننده ترين رويداد سال
اين مرتاضهاي هندي عجب فوتباليست هايي هستند
عکسهايي عجيب و ديدني
عکسهايي از حيوانات عجيب و غريب
اين موش عاشق رو ببين که چه بلايي بر سر خودش اورده
11 سپتامبر
دانلود ترانه هاي زيبا يي از سندي و مهرشاد [2]
اين تريلرها واقعي هستند
کفش خون خوار
حقايقي در مورد اعدام صدام خون خوار
دانلود برنامه هاي موبايل [8]
دانلود موزيک [11]
دانلود نرم افزار [25]
دانلود موزيک [7]
ماشين نوشته
مطالب و اشعار عاشقانه [15]
مطالب جالب و عاشقانه(عشقي ها بيايند تو) [9]
زندگي نامه فروغ فرخ زاد [3]
دانلود نرم افزار
دانلود فيلم اعدام صدام
مطالب خواندني [14]
بابا تو گلوت گير نکنه [2]
ثروت مندترين مرد دنيا
عشق [25]
چگونه دل مردها رو ببريم
اموزنده [3]
عشق از ديدگاه افراد(جالب)
ترافيک___بانک [2]
ترافيک___بانک [22]
تصوير کارهايي که انجام ميدهيم هميشه با ما باقي خواهد ماند
عشق من و شما [19]
مادر دوستت دارم
زن رحمت خدا [2]
دانلود نوحه [14]
لينک هاي محرم
معرفي امر به معروف و نهي از منکر
عشق رو فرياد بزن [10]
سخنان بزرگان و بزرگترين روانشناسان ... درباره موفقيت [5]
هنرمندان معاصر ايران [2]
چهره هاي ماندگار
روز عشق(والنتاين دي) [2]
نامه هاي عاشقانه بزرگان دنيا
دانستنيهاي مهم در زندگي [13]
روابط عاشقانه دختر و پسر [2]
بخش البوم هنرمندان داخلي [29]
بخش فوتبالي وبلاگ [5]
مراسم اسکار
زندگي نامه بازيکنان فوتبال [6]
سخن بزرگان [2]
عکس هاي ديدني [2]
اخبار ايران و جهان [7]
گوناگون [11]
مصاحبه بي بي سي با بنيامين
رضا صادقي(مشکي رنگه عشقه) [2]
بياييد شاد باشيم
عاشقانه هايه من [10]
عاشقانه هايه من [5]
اي عشقه من [5]
اندیشه و احساس [2]
ماه مبارک رمضان [2]
بزرگترين کلاه برداران تاريخ
عشق و زندگي [2]
اين کلمات صرفا براي جستجو ميباشد [2]
 

»» لوگوي خودم

 

»» براي اينکه هر روز در جريان مطالب وبلاگ قرار بگيريد اشتراک بگيريد

نام:

ايميل:

 
 

»» دوستان من
 

»» لوگوي دوستان من
 

»» وضعيت من در ياهو
 

»» آهنگ وبلاگ
 


»» جستجو
جستجو:
 


+ معرفي امر به معروف و نهي (يکشنبه 8/11/1385 :: ساعت 6:21 عصر)
 

امام حسين(ع) در بيان هدف خودش از نهضت الهي و عظيم عاشورا از امر به معروف و نهي از منکر ياد مي کند و مي فرمايد: و انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنکر: من بدين هدف (از مدينه) بيرون آمدم که امت جد خويش را اصلاح نمايم و تصميم دارم امر به معروف و نهي از منکر کنم.

جهت معرفي امر به معروف و نهي از منکر به نمونه هايي از آن اشاره مي کنيم.

الف) نهي از همکاري با ستمگران
1. امام صادق(ع) به يکي از شيعيان خود به نام «عذافر» فرمود: بلغني انک تعامل «ابا ايوب » و «ابا الربيع » فما حالک اذا نودي بک في اعوان الظلمة: به من اينگونه خبر رسيده که با «ابي ايوب » و «ابا الربيع » همکاري مي کني! حالت چگونه خواهد بود اگر تو را در قيامت در رديف همکاران ظالمان صدا بزنند.

چون «عذافر» چهره در هم کشيد.

حضرت فرمود: من تو را به چيزي ترساندم که خداوند مرا به او ترسانده است.

ب. صفوان جمال از ياوران و اصحاب امام موسي بن جعفر(عليهم االسلام) شترهاي خويش را به هارون اجاره مي دهد و پس از اينکه خدمت حضرت مي رسد با اين کلمات مورد عتاب قرار مي گيرد که «کل شي ء منک حسن جميل ما خلا شيئا واحدا» همه کارهاي تو نيکوست مگر يکي از آنها. از حضرت مي پرسد: فدايت شوم، کداميک از کارها؟ امام مي فرمايد: کرايه دادن شترهايت به هارون الرشيد! عرضه مي دارد به خدا قسم که من فقط آنها را براي رفتن او به مکه داده ام بدون اينکه حتي خودم به همراه او باشم. حضرت مي فرمايد: آيا دوست داري آنها تا هنگام پرداخت کرايه شترانت زنده بمانند؟ مي گويد: بلي! امام مي فرمايد: «من احب بقائهم فهو منهم و من کان منهم کان وروده علي النار» هر کس زنده بودن آنها را دوست بدارد از آنها خواهد بود و همراه آنها به آتش وارد خواهد شد. پس از فرمايش امام(ع) بود که صفوان به بهانه اينکه پير شده است و توان اداره شتران خويش را ندارد تمامي آنها رافروخت.

ج - نهي از منکر در کاخ خليفه ستمگر عباسي
نزد متوکل خليفه عباسي از امام علي النقي(ع) سعايت کردند که قصد شورش عليه حکومت تو را دارد. از اين رو دستور داد شبانه امام(ع) را نزد او بياورند. متوکل چون امام را ديد احترام کرد و آن حضرت را در کنار خود نشاند، سپس جام شرابي را به امام تعارف کرد! حضرت سوگند ياد کرد که گوشت و خون من با چنين چيزي آميخته نشده است، مرا معاف دار. او دست برداشت و گفت شعري بخوان. حضرت فرمود: من چندان از شعر بهره اي ندارم. متوکل گفت: چاره اي از آن نيست. امام اشعاري خواند که ترجمه آن چنين است: زمامداران جهانخوار و مقتدر بر قله کوهسارها شب را به روز درآوردند درحالي که مردان نيرومند از آنان پاسداري مي کردند ولي قله ها نتوانستند آنان را از خطر مرگ برهانند. آنان پس از مدتها عزت از جايگاههاي امن به زير کشيده شدند و در گودالها و گورها جايشان دادند. چه منزل و آرامگاه ناپسندي! پس از آنکه به خاک سپرده شدند فريادگري فرياد برآورد کجاست آن دستبندها و تاجها و لباسهاي فاخر؟ کجاست آن چهرهاي در ناز و نعمت پرورش يافته که به احترامشان پرده ها مي آويختند؟ گور به جاي آن پاسخ دهد: اکنون کرمها بر سر خوردن آن چهره ها با هم مي ستيزند. آنان مدت درازي در دنيا خوردند و آشاميدند ولي امروز آنان که خورنده همه چيز بودند خود خوراک حشرات و کرمهاي گور شده اند. چه خانه هايي ساختند تا آنان را از گزند روزگار حفظ کنند ولي سرانجام پس از مدتي اين خانه ها و خانواده ها را ترک گفته به خانه گور شتافتند. چه اموال و ذخايري انبار کردند ولي همه آنها را ترک گفته رفتند و آنها را براي دشمنان خود واگذاشتند خانه ها و کاخهاي آباد آنان به ويرانه تبديل شد و ساکنان آنها به سوي گورهاي تاريک شتافتند.

متوکل از شنيدن اين اشعار گريست به اندازه اي که از اشک چشمش ريشش تر شد و جام شراب را بر زمين زد و بساط عياشي و هرزگي اش برچيده شد.

د - جلوگيري از شبهه پراکني
اسحاق کندي که از فلاسفه عراق به شمار مي آمد در زمان خود تاليف کتابي به نام «تناقضات قرآن » را آغاز کرد. او مدتهاي زيادي در منزل نشسته و خود را به نوشتن آن کتاب مشغول ساخته بود. تا آنکه يکي از شاگردان او به دمت حضرت امام حسن عسکري(ع) رسيد. حضرت به او فرمود: آيا در ميان شما مردي رشيد وجود ندارد که استادتان کندي را از کارش باز داشته برگرداند. شاگرد گفت: ما شاگرد او هستيم و نمي توانيم به اشتباه او اعتراض کنيم.

امام فرمود: اگر مطالبي به تو تفهيم شود مي تواني به او برساني؟ گفت: آري.

امام فرمود: از اينجا که برگشتي با او به لطف و مدارا رفتار کن و هنگامي که کاملا با او انس گرفتي به او بگو مساله اي به نظرم رسيده مي خواهم آن را از تو بپرسم و آن اين است که: آيا ممکن است گوينده قرآن از گفتار خود، معنايي غير از آنچه تو گمان کرده اي اراده کرده باشد؟ او در پاسخ خواهد گفت: بلي ممکن است زيرا که او مرد باهوشي است. پس به او بگو شما چه مي دانيد شايد گوينده قرآن معاني ديگري غير از آنچه تو براي آن حدس زده اي اراده کرده باشد.

شاگرد به نزد کندي رفت و طبق دستور امام سؤال را مطرح کرد. فيلسوف با کمال دقت به سؤال شاگرد گوش داد و فت سؤال خود را تکرار کن. او سؤال را تکرار نمود. استاد فکري کرد و گفت: بلي امکان دارد که چيزي در ذهن گوينده سخن باشد که شنونده، خلاف آن را فهميده باشد.

استاد که سؤال فوق را دقيق يافت رو به شاگرد کرد و گفت: قسم مي دهم تو را که بگويي اين سؤال را از کجا آموختي؟ شاگرد گفت: همين طور به ذهنم خطور کرد. کندي گفت: اين کلامي نيست که از مانند تو صادر شود. به من بگو از کجا آن را ياد گرفتي؟ شاگرد گفت: امام حسن عسکري(ع) مرا به آن امر فرمود. کندي گفت: آري اين مطالب فقط بر قامت اين خاندان زيبندگي دارد. سپس دستور داد آتشي روشن کنند و تمام آنچه در اين باره تاليف کرده بود سوزانيد.

در زيارتنامه هاي معصومين (عليهم السلام) امر به معروف و نهي از منکر يکي از شاخص هاي اساسي و مهم زندگي آنها به شمار آمده است. چنانکه در زيارت جامعه آمده است «وامرتم بالمعروف و نهيتم عن المنکر و جاهدتم في الله حق جهاده حتي اعلنتم و بينتم فرائضه »: امر به معروف و نهي از منکر نموديد و حق جهاد را در دين خدا بجا آورديد تا آنکه دعوت الهي را آشکار ساخته، واجباتش را بيان نموديد.

نيز در زيارت امام حسين(ع) در حرم اميرالمؤمنين(ع) مي خوانيم: «و امرت بالمعروف و نهيت عن المنکر و تلوت الکتاب حق تلاوته »: امر به معروف و نهي از منکر نمودي و قرآن را چنانکه شايسته است خواندي.

اما آنچه در اين مساله اهميت ويژه دارد شناخت شيوه هايي است که معصومين(عليهم السلام) به منظور به کار بستن اين دو فريضه مهم يعني امر به معروف و نهي از منکر انجام مي دادند، که باختصار به چند مورد آن اشاره مي کنيم.

شيوه هايي از معصومين(عليهم السلام)
1. محبت و نرمخويي
زماني که حضرت موسي به همراهي برادرش هارون ماموريت مي يابد که به سوي فرعون حرکت کند و او را به توحيدفرا خواند شيوه و دستورالعمل الهي براي آنها اين گونه مقرر مي شود: «و قولا له قولا لينا لعله يتذکر او يخشي »: با فرعون به نرمي سخن گوييد شايد به ياد خدا افتد و ترس خدا را پيشه کند.

يکي از عوامل مهم موفقيت رسول گرامي اسلام نيز محبت و نرمخويي آن حضرت به شمار آمده است. قرآن کريم در اين زمينه مي فرمايد: «و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک »: اگر تندخو و سخت دل بودي مردم از گرد تو متفرق مي شدند.

و در باره آن حضرت نقل شده است: به هنگامي که يکي از کافران با تندي به آن بزرگوار پرخاش کرد اصحاب تصميم گرفتند با او به ستيز و نزاع برخيزند و حضرت آنها را نهي کرد و خود نسبت به آن مرد کافر محبت فراوان نمود و با خوشرويي از او استقبال کرد به حدي که آن فرد تحت تاثير الطاف آن حضرت قرار گرفت و اسلام آورد. سپس حضرت رو به اصحاب خود فرمود: مثل من و شما همانند فردي است که شترش سرکش شده باشد و هر يک از مردم به آن شتر نهيبي زنند و آن شتر وحشي تر شود. اما صاحب شتر مي گويد من خود آشناترم، اجازه دهيد خودم او را رام مي کنم. و سپس صاحب آن او را رام مي کند. چنانکه ديديد که اين فرد رام شد و اسلام را انتخاب نمود.

نمونه دوم: فردي از اهل شام که نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت دشمني ديرينه داشت به مدينه مي آيد و به امام حسن و پدرش(عليهما السلام) اهانت مي کند. امام حسن(ع) با خوشرويي و کلمات ملاطفت آميز با او برخورد مي کند. شامي که خود را در مقابل اقيانوسي از بزرگواري و فضيلت مشاهده مي کند، مي گويد: پيش از آنکه تو را ملاقات کنم تو و پدرت دشمن ترين مردم نزد من بوديد و اکنون محبوبترين فرد نزد من هستيد. و بدين ترتيب در رديف دوستداران و معتقدان خاندان پيامبر قرار گرفت.

نمونه چهارم: زهير بن قين از افرادي بود که دوست نمي داشت با امام حسين(ع) روبرو شود. همراهان او مي گويند ما جمعي بوديم که به هنگام مراجعت از مکه وقتي در بين راه به امام حسين مي رسيديم از او کناره مي گرفتيم زيرا که حرکت به همراهي حضرت ناخوشايندمان بود. در يکي از منازل بين راه مجبور به ماندن در محلي شديم که امام حسين(ع) نيز در آنجا بود. امام قاصدي را به سوي زهير روانه کرد و از او خواست که با حضرت ملاقات کند. زهير به خدمت حضرت رفت و زماني نگذشت که شاد و خرم با چهره اي برافروخته برگشت و دستور داد که خيمه او را نزديک سراپرده حضرت نصب کنند. بدين گونه بود که با برخورد نيک امام حسين(ع) در رديف شهداي کربلا قرار گرفت.

نمونه پنجم: وقتي که مردي نصراني به امام باقر(ع) جسارت فراوان مي کند حضرت به او مي فرمايد: «ان کنت صدقت غفر الله لها و ان کنت کذبت غفر الله لک »: اگر آنچه گفتي راست است خداوند از کرده مادر من درگذرد و اگر دروغ مي گويي خداي تو را بيامرزد. راوي اضافه مي کند: چون مرد نصراني اين بردباري و بزرگواري را که از حوصله بشر بيرون است ديد و پشيمان شد و مسلماني اختيار کرد.

2. دوري از دشنام
قرآن، کلام زيباي حق است و پيروان خويش را دعوت کرده است که با مردم به نيکي سخن بگويند «و قولوا للناس حسنا» و از اينکه حتي به کافران دشنام داده شود نهي کرده است. چنانکه مي فرمايد: «و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوابغير علم »: به آنان که غير خدا را مي خوانند دشنام ندهيد تا مبادا آنها از روي جهالت خدا را دشنام دهند.

گويا اميرمؤمنان(ع) به هنگامي که مشاهده مي کند يکي از اصحابش به سپاه معاويه دشنام مي دهد، مي فرمايد: «اني اکره ان تکونوا سبابين »: من دوست ندارم که شما دشنام دهنده باشيد. و در يکي از نقلها آمده است که به حجر بن عدي و عمرو بن حمق فرمود: «کرهت ان تکونوا لعانين شتامين، ... و لکن لو وصفتم مساوي اعمالهم فقلتم من سيرتهم کذا و کذا و من اعمالهم کذا و کذا کان اصوب في القول ». ناخوشايند است براي من که شما را دشنامگر ببينم ولي اگر اعمال بد و سيره ناپسند آنها را بيان کنيدبهتر خواهد بود. آن دو گفتند: اي اميرمؤمنان، ما موعظه ات را به جان و دل پذيراييم و خود را با آدابي که به ما مي آموزي مؤدب خواهيم ساخت.

به همين سبب بود که امام صادق(ع) دوستي چندين ساله خويش را با فردي که به غلام و خدمتگزارش فحش و ناسزا گفت، قطع نمود.

3. برخورد استدلالي و حکمت آميز
اساس دعوت پيامبران الهي را حکمت تشکيل مي دهد. آن بزرگواران به هنگام برخورد با کافران و ملحدان محکم ترين استدلالها را بيان مي کردند نمونه هايي از آن را قرآن کريم در داستان ابراهيم(ع) و برخورد آن حضرت با ستاره پرستان و معتقدان به الوهيت خورشيد و ماه بيان نموده است. و بر اين اساس است که تعليم وآموزش حکمت يکي از فلسفه هاي بعثت پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله به شمار آمده است چنانکه در سوره جمعه مي خوانيم: «هو الذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزکيهم و يعلمهم الکتاب و الحکمة »: اوست خدايي که ميان مردمان درس نياموخته پيغمبري از خود آنها برانگيخت تا بر آنان آيات وحي خدا را تلاوت کند و آنها را پاکيزه سازد و به آنها کتاب و حکمت آموزش دهد. و در پي همين هدف است که پيامبر گرامي اسلام(ص) از سوي خداوند ماموريت مي يابد که: «ادع الي سبيل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة »: مردم را به راه پروردگارت بر اساس حکمت و پندهاي نيک دعوت کن.

تاريخ زندگي آن حضرت تجسم صفحات زريني از اين گونه رفتارهاست به طوري که اين امر مورد اعتراف مخاطبان آن حضرت قرار مي گرفت و بر همين اساس به اسلام مي گرويدند. در يکي از نقلها آمده است هر موقع پيامبر اکرم متوجه مي شد که شخصيتي از عرب وارد مکه شده است با او تماس مي گرفت و آيين خود را به وي عرضه مي داشت. روزي شنيد که «سويد بن صامت » وارد مکه شده است. فورا با او ملاقات نمود و حقايق نوراني آيين خود را براي او تشريح کرد. وي فت شايد اين حقايق همان حکمت لقمان است که البته من هم مي دانم. حضرت فرمود: گفته هاي لقمان نيکوست ولي آنچه خدا بر من نازل فرموده است بهتر و بالاتر است زيرا آن مشعل هدايت و نورافکن فروزاني است. سپس حضرت آياتي چند براي او خواند و وي نيز آيين اسلام را پذيرفت.

اصولا احتجاجات و استدلالهاي معصومين(عليهم اسلام) با مذاهب و مکاتب مختلف نمونه خوبي از برخوردهاي حکمت آميز مي باشد که کتاب «احتجاج مرحوم طبرسي » و کتابهايي از اين قبيل، آيينه اي از اين نوع برخوردهاست. اينکه امام رضا(ع) به (عالم آل محمد«ص ») لقب يافته است همين احتجاجات و برخوردهاي استدلالي و کلامي آن حضرت يا اديان و مکاتب گوناگون بوده است زيرا اين زمينه براي آن بزرگوار بيش از معصومين ديگر فراهم بوده است.

در خاتمه به اعتراف يکي از منکران توحيد به نام ابن ابي العوجاء که در باره برخوردهاي حکمت آميز امام صادق(ع) ذکر نموده است مي پردازيم. مفضل در مقدمه کتاب خود (توحيد) مي گويد در يکي از روزها در مسجد پيامبر(ص) به ابن ابي العوجاء برخوردم در حالي که سخنان کفرآميزي بر زبان مي راند. از شدت خشم نتوانستم خودداري کنم و گفتم اي دشمن خدا، ملحد شدي و پروردگاري که تو را به نيکوترين ترکيب آفريده و از حالات گوناگون گذرانده انکار کردي ...!

ابن ابي العوجاء گفت: اي مرد اگر تو از متکلماني با تو به روش آنان سخن بگويم. و اگر از ياران جعفر بن محمد صادق هستي او خود با ما چنين سخن نمي گويد. او از سخنان ما بيش از آنچه تو شنيدي بارها شنيده ولي دشنام نداده است و در بحث بين ما و او از حد و ادب بيرون نرفته است. او بردبار و آرام و متين و خردمند است و هرگز خشم و سفاهت بر او چيره نمي شود. سخنان و دلايل ما را مي شنود تا آنکه هر چه در دل داريم به زبان مي آوريم. گمان مي کنيم بر او پيروز شده ايم آنگاه با کمترين سخن دلايل ما را باطل مي سازد و با کوتاهترين کلام حجت را بر ما تمام مي کند چنان که نمي توانيم پاسخ دهيم. اينک اگر تو از پيروان او هستي چنانکه شايسته اوست با ما سخن بگو. و بر اين مبناست که در زيارتنامه معصومين(عليهم السلام) مي خوانيم:

«و نصحتم له في السر و العلانية و دعوتم الي سبيله بالحکمة و الموعظة الحسنة و بذلتم انفسکم في مرضاته »: به خاطر خدا مردم را در پنهان و آشکار نصيحت کرديد و به راه حق يا برهان و حکمت و پند و موعظه نيکو دعوت کرديد و در راه خشنودي خدا از جان خود گذشتيد.


¤ نويسنده:فرزان

 

سلام به مرکز بهترین و جدیدترین ها خوش آمديد ما هر روز سعي بر اين داريم که در اين وبلاگ مطالب جديدي بزاريم پس با نظرات خودتان به ما کمک کنيد به آرشيو موضوعي براي پيدا کردن مطالب خود برويد
online معرفي امر به معروف و نهي از منکر - مرواريد خليج عشق زينت بخش مرد، دانش و بردباري اوست [امام علي عليه السلام]
3  معرفي امر به معروف و نهي از منکر - مرواريد خليج عشق  4


Java Not Found! Please install Java VM.